خدایا تو شاهد باش که به قدر بضاعت حجت را تمام کردیم

 
بین توهین هایی از قبیل "بی سواد" و "بی شناسنامه" و "بروید به جهنم" و... که جناب روحانی نثار منتقدان مذاکرات هسته ای کردند، این تعبیر ایشان که گفتند " فقط اسرائیل از مذاکرات ناراحت است!" ادبیاتی خطرناک تر و بنایی ناصواب تر نسبت به الباقی تعابیر ایشان بود.
این تعبیر بعدها توسط جناب هاشمی و رسانه های حامی دولت بارها و بارها برای استخفاف منتقدان مذاکرات هسته ای بکار گرفته شد، حتی جناب ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت اعتدال با شفاف نمودن منظور رئیس جمهور اینبار تعبیر را تکمیل تر کرده و گفت "اسرائیل دلواپس پیشرفت مذاکرات است" ایشان گزاره ی "دلواپس" - که علی رغم توصیه پدرانه ی رهبر معظم انقلاب برای متهم نکردن افراد به این صفت و تحقیرشان، دستمایه ای شده بود برای تمسخر منتقدان برجام- را اینبار دقیقا کنار رژیم جنایتکار صهیونیستی قرار دادند. در واقع تلویحا هرکس را که از نوع مذاکرات انجام شده ابراز نا خرسندی می نمود و نقدهایی را به آن وارد میدانست را هم صدا با صهیونست ها و جنایتکاران به حساب می آورد و جنس منتقدان را هم جنس دشمنان ایران اسلامی قرار دادند. دور از ذهن نبود که عده ای جوان خام بعدها در مراسم استقبال از جناب هاشمی در دانشگاه امیر کبیر پلاکارد دست دست بگیرند و شعار بدهند که "دلواپس – اسرائیل پیوندتان مبارک!".
جدا از اینکه این تعبیرات تا چه اندازه سخیف و با گفتمان همدلی دولت و ملت در تعارض است، ضروریست ابداع کنندگان و استفاده کنندگان از این نوع ادبیات توجه داشته باشند که اگر قرار باشد این ادبیات بین احزاب و سیاست مداران رایج شود فضا آنقدر پرتنش و سیاه خواهد شد که خود آنها نیز تاب نخواهند آورد.
به عنوان مثال در شرایط فعلی که دغدغه اصلی رسانه های معاندی مثل "بی بی سی فارسی" و "صدای آمریکا" و (همه ی رسانه های معاند همصدا با صهیونیست ها) "دلواپس" رد صلاحیت ها شده اند، آیا رواست که منتقدان دولت رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت را هم ردیف و هم صدای این رسانه ها خطاب کنند و بگویند ...
+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ساعت 12:3 نويسنده سلام |

حسن روحانی روز 16 آذر در دانشگاه شریف گفت؛ " نقد برخی از قوا برخی از نهادها یک کمی سخت و مشکل است، فعلاً از دولت و رییس جمهور شروع کنید"

این در حالی بود که او قبل تر از این با بکار بردن عبارت هایی مثل "بروید به جهنم!" و "بی سواد!" و "بی شناسنامه!" از خجالت منتقدین خود در آمده بود، در واقع جانمایه عملکرد دولت "تدبیر و امید" باعث شد ژست نقد پذیری جناب روحانی بیشتر به طنز شبیه باشد و غیر قابل باور شود.
پیش بینی که خیلی زود محقق شد و رئیس دولت تدبیر تنها 9 روز بعد یعنی 25 آذر در گفت ‌وگوی زنده تلویزیونی درباره قطعنامه شورای حکام اعلام کرد؛ "دوران نقد و انتقاد که در جای خودش ارزشمند بود دیگر در برجام جایی ندارد!"
از خیر نقد پذیری ایشان همان روز دانشجو گذشتیم اما برایمان سوال پیش آمد که جناب حقوقدان بر اساس کدام منطق رای بر تخطئه هر گونه نقد در مورد برجام صادر فرموده اند؟! چه اتفاقی رخ داده که اعلام میکنند دیگر نباید برجام را نقد کرد! مگر نه این است که برجام معاهده ای بلند مدت است و برای سالها ایران و طرف های مقابل را ملزم به اجرای تعهداتی می کند؟ با این فرض چرا جناب روحانی منتقدین را از نقد – به فرموده ی خودشان- ارزشمند منع می نمایند؟
رئیس دولت یازدهم بهتر از هر کسی می دانند که بسته شدن PMD -با همه ابهامات آن - یکی از موارد اجازه هوشمندانه و مشروط رهبری معظم است و قانونا تا محقق شدن همه الزامات مورد نظر رهبر انقلاب در اجرای برجام و ملاحضات ده گانه ذیل مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی و همچنین بند های نه گانه قانون مجلس -مجال نقد برجام نیز مفتوح است.
در حالی صحبت از مسدود شدن مسیر نقد برجام است، که بسیاری از الزامات و ملاحظات قانونی در این مورد یا هنوز اجرایی نشده و یا صراحتا نقض شده است، که می توان به عنوان مثال به محقق نشدن بند اول نامه رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور درباره الزامات اجرای برجام اشاره کرد، در این بند آمده بود؛
اوّلاً: از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریمهای ظالمانه‌ی اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرائی شدن آن در برجام به بعد از اقدامهای ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ی آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریمها است. در اعلام اتّحادیه‌ی اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا، باید تصریح شود که این تحریمها بکلّی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریمها باقی خواهد ماند، به‌منزله‌ی نقض برجام است.

با توجه به این شرط مهم لازم است دولت به این ابهام جدی پاسخ دهد که واقعا رئیس جمهور آمریکا و طرف های غربی "لغو تحریم ها" را کتبا اعلام نموده اند؟!
و آیا وزارت خارجه کشورمان مجاز است بیانیه ی وزارت خارجه ی آمریکا"Waiver Determinations and Findings" که صراحتا با عنوان چشم پوشی - و نه لغو- منتشر شده را مصداق تعهد کتبی طرف مقابل تلقی کند؟!
آمریکایی ها به سیاق قبل خود مشغول تصویب مصوبات خصمانه بر علیه ملت شریف ایران – آنهم قبل از اجرایی شدن این توافق – هستند، و ازین سو مسئولین ما در واکنشی به دور از عزت و تدبیر به محکوم کردن این اقدامات و تهدید به بررسی نقض شدن یا نشدن برجام بسنده می کنند! حتی حاضر نیستند اقدامات مشتاقانه و امیدوارانه که برگشت پذیری آن برای کشور هزینه های گزافی خواهد داشت را کمی به تعویق بیاندازند.
ریاست محترم جمهور و اعضای محترم دولت یازدهم بدانند، جواز آنها نبود که باعث شد منتقدان با ریزبینیِ قابل تحسین، نقاط ضعف برجام را بررسی و اعلام نمایند و در نهایت راه درست اجرا کردن برجام را پیش روی دولت قرار دهند. و همانگونه که در نامه ی مهم رهبر انقلاب اشاره شد دولت ایالات آمریکا، در قضیّه‌ی هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ی دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند، لذا منتقدان هم عهد با آرمانهای انقلاب همواره رفتارهای خصمانه ی رژیم ایالات آمریکا و هم پیمانانش و واکنش های دولتمران کشورمان را رصد می کنند و بر اساس تکلیف انقلابی خود هر جا که لازم بدانند نقدشان را صریح و روشن بیان می کنند.
پیشنهاد ما اینست که دولت همتی را که مصروف بستن دهان منتقدین برجام نموده، برای ملزم کردن طرف مقابل به انجام تعهدات و بستن دهان یاوگویان و دشمنان ایران اسلامی بکار بگیرد.

 

+ تاريخ دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ساعت 8:14 نويسنده سلام |

-        سلام جناب بذر پاش چندتا سوال کوتاه داشتم؟

بفرمایید.

-        شما در ابتدای تجربه مدیریتی خودتون، به صندلی غول خودرو سازی کشور تکیه زدید در حالی که برای این مدیریت آمادگی لازم را نداشتید و متعاقب آن بی تجربگی و سوء مدیریت شما هزینه های زیادی را برای این شرکت ایجاد کرد. آیا با این عقبه خودتون رو اصول گرا می دونید؟

من متوجه نشدم این چه ربطی داشت به اصول گرایی.

-        ربطش اینه که شهید چمران می فرمودند "اگر کسی توان انجام کاری رو نداشت و اون رو قبول کرد قطعا بی تقواست"

کی میگه مدیریت بنده ضعیف بوده؟

-        آمارها این رو نشون میده

باید از کارمندان سایپا پرسید

اتفاقا سوال کردم و جواب همین بود

برو آقا، شما داری فرا فکنی می کنی!

-        عیب نداره یه سوال دیگه، خبرهایی در مورد شما منتشر شده مبنی بر اینکه جنابعالی مجموعه ای رو فراهم کردید که در حوزه های مختلف در حال پژوهش هستند و این برای توسعه فعالیت های سیاسی آینده شماست. آیا این خبر صحیح است؟

شما سوال نمی کنید موهومات خودت رو القا می کنی! برو من جواب نمیدم!

-        جناب بذر پاش همه را که جواب ندادین، لااقل این آخرین سوال رو جواب بدین؛

آقا جان برو، شما از یک کسی ماموریت داری

-        نهباور کنید از کسی ماموریت ندارم

فقط می خواستم بپرسم هزینه یک میلیاردی تاسیس روزنامه وطن امروز رو از کجا آوردید؟

از همون جا گه 100 تا روزنامه دیگه آوردن!!!!!

-        آخه شما چند هفته قبل از تاسیس روزنامه وطن امروز در مصاحبه با رادیو گفتید که از دار دنیا یک پراید دارم و یک منزل استیجاری، پس...

(اینجا بود که جناب بذرپاش دست بنده را گرفت و گفت برو آقا به همون کسی که اجیرت کرده بگو نکن این کارها رو)


پ ن : به قول صراط نیوز؛ شائبه‌های مربوط به استفاده مهرداد بذرپاش -اولین مدیرمسئول وطن امروز- از موقعیت خود در سایپا در شروع فعالیت روزنامه و تعطیلی ناگهانی روزنامه همزمان با تغییر دولت(!) به دلیل مشکلات مالی(!) از سوی دیگر، موضوعاتی بود که هیچ گاه پاسخ مناسبی به آن داده نشد.


+ تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:53 نويسنده سلام |

سخنی نه چندان غیر مستقیم با همه ی مسئولینی که مسئولیتشان فراموششان شده؛

 

با یکی از ریش سفیدای فرهنگی که اهل درد بود درد دل می کردیم

می گفت؛ تو دوران نوجونی پام شکست و دکتر کچ گرفت.

نمیدونم چطور گچ گرفته بود که اونقدر درد داشت.

چند بار به دکتر گفتم: پام خیلی درد می کنه، فکر کنم لازم باشه گچ و باز کنید و دوباره ببندید.

دکتر هم با لبخند ملیحی جواب میداد: نه عزیزم، گچ درسته، دردی که داری هم طبیعیه!

بعد یه جوری که انگار یاد اون درد هنوز از خاطرش نرفته ادامه میداد""

وقتی دیدم خواهشام از دکتر بی اثره و درد امونم و بریده،

به نه نه م گفتم یه چوب برام بیار با یه سیب کال

دکتر که اومد برا معاینه پرسید؛ اینا چیه؟!

گفتم: این چوب و گذاشتم باهاش بزنم تو سر شما

پرسید؛ و این سیب؟

جواب دادم؛ این سیبم برا اینکه که اگه فرار کردید پرت کنم به سمت ملاجتون

با تجب گفت؛ چرا؟!

گفتم؛ برا اینکه بعدش بهتون بگم اون دردی که توی سر شما هست توی پای منم هست

دکتر هم خندید و هم خوشبختانه فهمید.

اینطوری شد که گچ و باز کرد و دوباره بست

بعد ادامه میداد؛ فرق زیادیه، بین دونستن "درد" و داشتن "درد".

خیلی از مسئولین ما از درد های جامعه مطلع هستند اما خودشان درد ندارند

مثلا خبر بهشون میرسه که سن ازدواج بالا رفته اما 

"هشت" جوان بیکار تحصیل کرده سن بالایشان، گرو "نه" اش نیست 

که نتواند تشکیل خانواده دهد تا آمار بیکاری، طلاق و فساد و ... درک کنند.

جوان خمار ندارند که آینه دق شود جلوی چشمشان تا ...

آره

فرق است بین درد داشتن و خبر داشتن از درد

کاش طبیب سری بزند به بالین ما که مدتهاست درد داریم و سیب کال دست گرفته ایم


+ تاريخ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 11:51 نويسنده سلام |

اینجا نمایشگاه بین المللی قطعات، لوازم و مجموعه های خودرو (آذر 92)

محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران (ام القرای جهان اسلام!) است.

اما انگار برخی تصور می کنند هر جا صحبت از بین المللی می شود

رفتار ها باید مساوی با منطقه ی آزاد از همه ی مقررات شرعی و قانونی باشد.

نظارت ها هم که قربانش بروم این طور مواقع مثل هوای تهران همیشه در حالت بی ضرری است!

از کنار اوضاع نا به سامان بازدید کنندگان که با تاسف می گذشتی

صحنه هایی در غرفه های خارجی و داخلی به چشم می خورد

که آدم گاهی با تردید از خودش سوال می کرد

اینجا ایران است یا حکومت عوض شده و یا اصلن خواب است ؟!

در غرفه های خارجی خبری از اجرا شدن قانون حجاب نبود

و این بی حجابی نه تنها به برداشتن حجاب محدود نمی شد

بلکه در برخی موراد ساپورت های آنچنانی (توری) غرفه داران چینی بازدید کنندگان را بیش از پیش

به صنعت قطعات خودرو علاقمند می نمود!

در برخی غرفه های ایرانی هم خانوم ها با حجابی بی که شباهت به حجاب بود حضور پیدا کرده بودند

که خدایی نکرده در عرصه رقابت و جهانی شدن! چیزی از رقبای چینی خود کمتر نداشته باشند

مردها ایرانی! غرفه دار هم، انگار فکر می کنند نمی شود جهانی شد مگر با کروات!

با این وضع عجیب نیست که مردم با دیدن این صحنه ها باور کنند که

آستانه تحمل نیروهای نظارتی تا حد قابل توجهی پایین آمده

و دیگر مشکل مملکت ما چهارتا تار موی خانوم ها نیست.

فقط نمیدانم باید بابت این اتفاقات از چه کسی تشکر کرد

شما جای خالی را پر کنید

....... مچکریم.

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 15:24 نويسنده سلام |

محضر مبارک حضرت استاد علامه آیت الله مصباح یزدی

با سلام و تحیت

مدتهاست که در ذهن متدینین و نیروهای ارزشی جامعه نسبت به برخی عملکردها و مواضع اعضاء "جبهه پایداری انقلاب اسلامی" که منسوب به حضرتعالی می باشند سوالات و ابهامات فراوانی به وجود آمده که متاسفانه هیچگاه به آنها پاسخ روشن و منطقی ارائه نشده است. شاید نمونه بارز آن را بتوان نامه دانشجویان دانشگاه های امام صادق (ع)، تهران و امیر کبیر در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی دانست که انتشار آن نه تنها منجر به پاسخ روشنی نشد بلکه مورد هجمه ی دور از انصاف و بعضا ناصواب برخی چهره های انقلابی و اصول گرا نیز قرار گرفت.

حضرت علامه

رهبری معظم جنابعالی را به حق جبران کننده ی خلاء شهید مطهری در زمان کنونی دانستند، همان معلم شهیدی که مطالعه سیر زندگی و تفکر آن بزرگوار نشان دهنده ی دید باز علمی و مواجه گفتمانی در مقابل شبهات مطرح شده در عرصه جامعه در بهترین شکل ممکن بودند که بی شک یکی از وجوه تمایز ایشان با دیگر علمای زمان حیاطشان همین نوع برخورد با شبهات بود، بماند که برخی امروز چنان تعصبی در تفکرات شهید مطهری دارند که خود آن بزگوار در زمان حیاطشان نسبت به نظریاتشان نداشتند، بلکه همیشه راه نقد را نسبت به نظریاتشان باز میدانستند و حتی از این امر نیز استقبال می نمودند.

از آنجا که متاسفانه در حال حاضر شرایطی حاکم شده، که اگر نسبت به عملکرد جبهه پایداری نقدی مطرح شود، به طرفت العینی گوینده متهم می شود به بی بصیرتی و مواجه با شخصیت مورد تایید رهبری و ...

لذا از آنجا که یقین دارم این نوع رفتار متجرانه نسبت به نقد به هیچ وجه مورد تایید حضرتعالی نیست، برآن شدم تا پاسخ برخی ابهامات را از محضر حضرتعالی جویا شوم.

با توجه به شعارهای مطرح شده از طرف "جبهه پایداری انقلاب اسلامی"  که به عبارتی فلسفه ی وجودی آن نیز به حساب می آیند، انتظار می رفت این جریان بتواند در عرصه ی سیاست فصل نویی را رقم بزند و کمی از تنهایی رهبرمان در عرصه ی سیاست را بکاهد، برکسی پوشیده نیست که استقبال حزب الله از جبهه پایداری برای آن بود که از سیاسیونی که عکس رهبری در اتاقشان بود و عکس نظرات رهبری رفتار می کردند، از کسانی که در عرصه ی سیاست شعارشان با عملشان متضاد بود و از متظاهرین عوام فریب خسته شده بودند. با ین فرض حق بدهید اگر در رفتار اعضای فعلی جبهه پایداری رفتارهای سوال بر انگیزی مشاهده کردیم نگران شویم.

چرا در روزهای تلخ خانه نشینی حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی "استاد اخلاق وقت هیئت دولت" به جای اتخاذ موضع شفاف نسبت به این عمل مضموم رئیس جمهور تیغ تند نقد را به سمت منتقدین گرفتند؟! و رئیس جمهور را در حالی که 11 روز در مقابل امر رهبری مقاومت کردند را در مسیر مستقیم ولایت دانستند؟! همچنین حجت الاسلام و المسلمین رسایی طی مقاله ای احمدی نژاد را با شهید رجایی مقایسه و همه ی قصورات را متوجه لیدر جریان انحرافی دانستند؟! آیا تاییداتی از این دست در تقویت پازل جریان انحراف بی تاثیر بود؟!

برایمان سوال شده در حالی که حضرتعالی "جریان انحرافی" را شدیدترین خطر برای اسلام تاکنون، حاصل تمام تجربيات و حيله هاي شيطان و خالق فتنه بزرگتر آینده دانسته ايد، و در سخنرانی هایتان بر استفاده از عبارت "جریان انحرافی" تاکید ورزیده اید، چرا در مواضع فردي برخی از سران جبهه پایداری از قبیل حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی دبیرکل محترم جبهه پایداری، آقای دکتر الهام و آقای دکتر لنکرانی تضاد جدی گفتماني با اين بخش از منویات جنابعالی مشاهده می شود و صرحتا اعلام می نمایند که عبارت "جریان انحرافی" را قبول ندارند؟!

چرا صدای اعتراض اعضای جبهه پایداری هنگام تصویب مصوباتی از قبیل ودیعه 200 میلیونی مسکن برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی از بلندگوهای مجلس به گوش مردم نرسید؟!

آیا این سکوت و سطح زندگی برخی مسئولین جبهه پایداری در تضاد با توقعات رهبری فرزانه ی انقلاب با سطح زندگی مسئولین و آنهم در این شرایط دشوار اقتصادی نیست؟

بر مبنای کدام اولویت گفتمان جبهه پایداری وقتی موضوع پافشاری بر انتصاب جناب مرتضوی "متهم جنایت کهریزک" در سازمان تامین اجتماعی که به نظر می رسید در راستای اجرای برنامه های جریان انحرافی در دولت باشد و اعتراض های نمایندگان محترم مجلس روزهای داغ و پرحاشیه ی خود را سپری می کرد، و 160 نفر از نمایندگان مجلس در اقدامی تامل بر انگیز یادشان افتاد از خدمات جناب مرتضوی در دولت های اصلاحات طی بیانیه ای حمایت کنند، برخی چهره ها از جمله حجت الاسلام و المسلمین حسینیان نقش موثر و محوری ایفا کردند؟
اعضای محترم جبهه پایداری که مکررا نسبت به کانون های قدرت و ثروت اعلام برائت نموده و افتخار خود را دور ماندن از این کانون ها میدانند، چگونه حضور پر رنگ جناب محصولی میلیارد را با آن همه  علامت سوال در مورد سوابق مالی را به عنوان یکی از مسئولین جبهه پایداری توجیه می کنند؟! (ناظر به اظهارت اخیر نایب رئیس کمیسیون امنیت‌ملی وسیاست‌خارجی مجلس)

حضور جناب آقای الهام که در زمان حضورشان در دولت با قبول هم زمان چندین مسئولیت مهم واژه ی "قحط الرجال" را برای ما قابل درک تر کردند، به عنوان یکی از مسئولین جبهه پایداری خودش جای سوال دارد؟!

وقتی انتخاب جناب لنکرانی به عنوان نامزد جبهه پایدری در انتخابات ریاست جمهوری در حالی که در کارنامه کاری خود مسئولیتی مهمی غیر از وزارت بهداشت را تجربه نکرده اند و در همان منصب نیز نتوانسته اند عملکرد چشمگیری داشته باشند و تکیه بر عنوان با تقوا بودن ایشان را کنار این جمله ی شهید چمران میگذاریم:

"من قبول دارم که برای پذیرش مسئولیت تقوا لازم است

اما اعتقاد دارم کسی که توان انجام مسئولیتی را ندارد و آنرا می پذیرد قطعا بی تقواست.

چگونه می توانیم این رو را باهم جمع کنیم؟!

امیدورایم که طرح این سوالات موجب رنجش دوستان نشود

و جوابهای روشنگرانه ی جنابعالی(شاید هم تجدید نظر در ساختار فعلی جبهه پایداری) بتواند کمک کند تا این جریان مبارک در خدمت رسانی به مردم و یاری رهبر عزیزمان به مراحل متعالی تری دست یابد.

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 15:50 نويسنده سلام |

ریاست و مسئولین محترم قوه قضائیه

با سلام و خداقوت

وقتی امروز عکس های جذاب و خندان جناب مهدی هاشمی را هنگام خروج از دادگاه دیدم چند سوال برایم پیش آمد که خواستم (نا امید از دریافت جواب) از محضرتان جوابش را جویا شوم.

مگر جناب مهدی هاشمی همان متهم جا مانده از دادگاه رسیدگی به جرائم اختشاشات سال 88 نیست؟

اگر جواب مثبت است که صد البته هست بفرمایید چه فرقی بین ایشان و مابقی متهمین وجود دارد که آنها می بایست با لباس زندان در صحن دادگاه حاضر شوند و جناب مهدی هاشمی با کت و شلوار؟!

خطر متهمین اختشاشات سال 88 چقدر بیشتر از جناب مهدی هاشمی بود که می بایست از زندان به دادگاه منتقل شوند و جناب مهدی هاشمی (که برخی متهمین تنها مجری دستورات وی بودند) از منزل بابا اکبرشان به دادگاه شرف حضور یابند؟!

آیا اجرای عدالت رابطه ی مستقیم دارد با نام پدر؟!

آیا این نوع مماشات های فاحش در ابتدای مراحل رسیدگی به جرائم جناب مهدی هاشمی (بخوانید یکی از متهمین اصلی فتنه 88) باعث نا امید شدن امیدهای کم سو برای اجرای واقعی عدالت را از بین نمی برد؟

اگر ادامه روند دادگاه به همین منوال باشد، آیا مابقی آقا زاده ها حق ندارند با خیال آسوده هر کار ( بخوانید هر بی قانونی) که دوست داشتند انجام دهند و کک مبارکشان حتی استرس گزیده شدن هم نداشته باشد.

با این روند نباید برای اجرای عدالت فاتحه خواند؟!

 

 

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 15:25 نويسنده سلام |

این روزها که همه از سر احساس تکلیف!!! در عرصه ی انتخابات اعلام وجود نمودند، جناب آقای محسن رضایی (همان آقا محسن پوسترهای تبلیغاتی) نیز طبق سنوات گذشته با همت و تبلیغاتی مضاعف در حالی وارد این عرصه می شود که متاسفانه کم محلی مردم نسبت به ایشان در انتخابات قبل نتوانسته مجابشان کند تا دست از سر کچل مان بردارند، لذا بر خویش فرض دانستم که نکاتی را خدمت ایشان و کسانی که قرار است صلاحیت شان را بررسی نمایند یادآوری نمایم.

قبل از آن که به جرم آقا زاده (به معنای خاص آن) نبودن و خلاصه هیچکاره بودن، حرف هایم را نشنیده بگیرید باید عرض کنم؛ اگر خاطر شریفتان باشد ما نا سلامتی به فرموده ی حضرت روح الله (ره) صاحبان این انقلابیم

ما همان پابرهنگان و مستضعفان و محرومان هستیم،

که قرار بود مسئولین جمهوری اسلامی خادمین شان باشند

با این فرض سخن مان واجب الاستماع می شود برای مدعیان پیروی خط امام، مسئولین و مدعیان خدمت

جناب آقای محسن رضایی

اگر چه آنقدر که نشان میدهید جوان و شاداب نیستید اما گمان هم نمیکنم آنقدر کهولت سن پیدا کرده باشید که چند سال گذشته فراموشتان شده باشد. خدایی نکرده مردم را هم که فراموش کار و نادان فرض نکرده اید؟! انشالله.

پس چه شده که با فراموشی گذشته نه چندان دورتان خود را سرباز ولایت و عدالت خواه و منجی وضعیت فعلی و... معرفی می کنید؟!

شاید گمان می کنید حالا که فلان مسئول در دوران غروب دولتش همه را دل آزرده کرده برای سکه های شما خریدار پیدا شده؟!

خیر آقا محسن

ما همان سال 84 و 88 هم که فلان شخص را برگزیدیم و خون دل ها خوردیم برای منتخب شدنش فرضمان اطاعت محض او از منویات رهبری و صداقت در کلامش بود

و الا اگر او نیز در کارنامه اش لکه های سیاهی همچون عملکرد پیشین شما داشت، مانند جنابعالی آرای ماخوذه اش با آراء باطله رقابت می نمود.

یادتان هست سال هشتاد و اشک که رهبری از نامزدهای معترض در انتخابات ریاست جمهوری دعوت نمودند برای حل و فصل ماجرا و نماینده ی جنابعالی یعنی آقای دانش جعفری در آن جلسه مثل مابقی نامزدهای نامنتخب از رهبری در مورد اظهاراتشان در کردستان گله کردند و آن را جهت دار دانستند؟!

http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=9597

لابد نماینده ی شما برای طرح نظر در آن جلسه ی مهم حرف هایشان را با شما هماهنگ کرده بود؟

اگر جواب مثبت است که صد البته مثبت است، چرا از ساحت مقدس مردم و رهبری پس از نشستن غبار فتنه عذر خواهی نکردید؟ و تازه خودتان را پیروز امتحان فتنه هم معرفی نمودید؟

آقا محسن رضایی مدعی ولایت مداری و خدمت،

شما همان کسی نیستید که سال 88 پس از اعلام نتیجه در آتش فتنه دمیدید و در صف اول شاکیان از روند برگزاری انتخابات ایستادید؟!

یادمان نرفته بعد از 9 دی درحالی که از هزار مسیر می توانستید برای رهبری نامه بنویسید اقدام به انتشار نامه ی سرگشاده خطاب به رهبری نمودید و خواستار مماشات با سران فتنه شدید؟!

حالا با اعتماد به نفسی مثال زدنی حافظه ی تاریخی همه را در نظر نگرفتید و مدعی هستید باید تایید صلاحیت شوید، در این مورد هم اخیرا اظهارات قابل تاملی از جمله ادعای دوستی با مسئول شورای نگهبان را مطرح نمودید.

جناب محسن رضایی در خصوص سطح زندگی شما که برخلاف خواست رهبری مبنی بر اینکه زندگی مسئولین جمهوری اسلامی می بایست در حد متوسط جامعه باشد و فعالیت های اقتصادی جنابعالی و همچنین علامت سوال هایی که در مورد هزینه های کلان تبلیغاتتان صرف می کنید دیگر مطلبی عرض نمی کنم، اما اگر قرار باشد نامزد انتخابات ریاست جمهوری این دوره باشید می بایست، خودتان و تایید کنندگان صلاحیتتان به افکار عمومی پاسخگو باشند.

والسلام علیکم

یکی از مستضعفین و محرومین ایران اسلامی

که پای پیمانش با رهبر

تا آخر ایستاده است


+ تاريخ چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 23:48 نويسنده سلام |

طلبه ی عدالت خواه سیرجانی به من آموخت که باید به تکلیف عمل کرد

حتی اگر یک نفر باشی و بارها زندان بروی

حتی اگر برچسب "نچسب" اخلال در امنیت ملی بزنند 

حتی اگر به تمسخر بگویند تو زن و بچه کار و زندگی نداری؟!

و هزار حتای دیگر

باید به خویش یادآور شد "آسودگی ما عدم ما عدم ماست"

و الا چه هستیم غیر از کرمهایی فربه و تن پروز که خور و خواب ما را به خود مشغول کرده

مدعیان آن روز که بی افتاد مشکل ها معلوم می شود چند مرده حلاجند

مگر دو ماه برای اربابی سینه نزدیم که فرمودند:

"اگر دین جدم جز با کشته شدن من برپا نمی ماند پس ای شمشیر ها مرا دریابید"



هرچه گشتم در فضای مجازی و حقیقی غیر از چند "برادر مقاومت کن" و "آه" حرکت قابل اعتنایی ندیدم

برآن شدم به قدر وسع ناچیزم کاری کنم

نتیجه اش خیلی مهم نیست

لااقل شاید شرمنده ی امام "ره" و شهدا نباشم

اگر مشکلی پیش نیاد

همان راهی که طلبه ی سیرجانی رفت

پیاده روی صبح جمعه تا نماز جمعه

می خواهم ببینم در شهری که برخی هرچه می خواهند بر لباسشان نقش میکنند

همراه داشتن تصویر طلبه ی سیرجانی جرم است

قرار ما انشالله 9 صبح میدان امام حسین "ع" به سمت دانشگاه تهران "نماز جمعه"

حرف آخر

مسئولین محترم امنیتی و قضایی مگر رهبری نفرمودند

انسان بايد ببوسد آن دهانى را كه از روى دلسوزى انتقاد ميكند

ما بوسه نخواستیم "شر مرسانید"

پ ن:

با عنایت به مشورت دوستان و اینکه احتمال سوء استفاده از این حرکت وجود دارد

روش دیگری رو انجام مدیم

و موضوع راهپیمایی منتفی است

 

+ تاريخ دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:27 نويسنده سلام |

نقدهای تند نسبت به عملکرد رئیس جمهور  و نثار کردن ناسزاهای آنچنانی به جریان انحرافی و سران آن، این روزها جزء لاینفک برنامه های هیئات مذهبی با مداحی (ح م ا) و برخی مداحان سرشناس دیگر شده است.

هر کس که برای شنیدن روضه عازم این مجالس می شود لاجرم می بایست مورد عنایات روشنگرانه این بزرگواران "که گاهی با چاشنی ناسزا نیز مزین می شود" قرار بگیرد.

آنچه راقم این سطور را به این نوشتار وا داشته، نگرانی از آسیب های این بنای نا میمون و نا مبارک است. بنایی که باعث می شود

* هرکس در مقابل این روند اعتراض کرد، متهم به باور داشتن به جدایی دین از سیاست شود.

*  رفتارهایی که بخشی از مستمعین را دل آزرده و در نهایت از این مجالس و خدایی نکرده از روضه ی اهل بیت علیهم السلام دور می کند.

*  به دلیل منسوب بودن این بزرگواران به اهل بیت "علیهم السلام" و تقدسی که متعاقب آن برایشان ایجاد می شود، خدایی نکرده فضای سوء استفاده را برای شیادان فراهم می شود.

*  هزینه های معنوی هنگفتی که بعضا ابتر مانده و گاه صرف اغراض سیاسی عده ای عوام فریب میشود

*  و عوارض متعدد دیگری ازین دست ...

 

بزرگوارانی که مشایی "منحرف" را به خاطر سخن راندن در هر امری، علی رقم نداشتن علم و اشراف به آن متهم میدانند خود بی پروا و علی رقم نداشتن علم کافی اقدام به تحلیل های سیاسی و علمی و فرهنگی می کنند و خداراشکر حوزه ای نیست که در آن صاحب نظر نباشند.

این در حالیست که در این چند سال بارها به دلیل نداشتن بصیرت کافی اشتباهات فاحشی در موضع گیری هاشان داشته اند که یا بعد از مدتی مجبور به تغییر صدوهشتاد درجه ای آن شده و یا در موارد معدودی مجبور به عذر خواهی شده اند.

افراط در حمایت از آقای احمدی نژاد در دو دوره ی انتخابات ریاست جمهوری از مظاهر بارز این دست رفتار ها بود و در برخی موارد کار آنقدر بالا می گرفت که منبر روضه ی سید الشهداء "علیه السلام" ساعاتی به سخنرانی در مورد عدالت و عدالت خواهی آقای احمدی نژاد اختصاص می یافت، و بر خلاف منویات مقام معظم رهبری طیف مقابل احمدی نژاد به مخالفت با نظام متهم می گردید.

حالا همان آقای احمدی نژاد و دوستانش امروز در ردیف اول نقد های تند این بزرگواران قرار گرفته است.

اگر چه ما نیز بر این باوریم که آن دسته از مردم که از جناب احمدی نژاد حمایت کردند قوم و قبیله گرا نبوده و نیستند بلکه حمایت شان از دیدگاه های او و نه از شخص وی بوده و از بین رفتن این حمایت به دلیل تغییر در مواضع و عملکرد جناب احمدی نژاد است اما ایراد در مورد میزان و نوع، حمایت و برائت است که متاسفانه در هیچکدام رعایت اعتدال نمی شود.

همان جناب قالیبافی که زمانی توسط (ح م ا) عمر سعد زمان لقب گرفت، این روزها مورد تمجید وی قرار می گیرد و جناب قلی ها "داماد محترم (ح م ا)" را با داشتن مدرک کارشناسی برق از دانشگاه آزاد قزوین و نداشتن سوابق لازم "که ضاهرا لازم هم نیست" به سمت مدیر عامل بهره برداری متروی تهران منسوب می کند.

مهرداد بذر پاش با چند جلسه حضور مستمر در جلسات روضه با مداحی (ح م ا) "آنهم به طور اتفاقی در زمان نزدیک به انتخابات دوره ی نهم مجلس شورای اسلامی" نور چشمی می شود و مداحان سرشناس تهران را در مقطعی که متدینین به اندازه ی کافی متحیر در کثرت لیست های انتخاباتی اند به ارائه ی لیست انتخابات مجاب می کند.

فتامل...

آیا مردمی که فارغ از درگیری ها و جنجال های سیاسی و تنها به دلیل عشق به اهل بیت علیهم السلام به این مجالس مشرف می شوند حق ندارند معترض این تندروی و انحراف باشند

آیا مقصود از آن اختلاط سیاست و دیانت صحیح دقیقا همین نوع مواضع متزلزل است؟!

اگر چه حقیر با علم به این نواقص موجود و به طمع جنبه ی عرشی صدای این مادحین کما فی السابق مستمع مجالس روضه ای هستم که در آن روضه می خوانند، اما بر این باورم که عاقل آنست که کسب فیض کند و خلط نکند همه چیز را با هم، و چه کنم که این محاسن عظیم آدمی را نگران تر میکند و گاه مجبور می شوی به عنوان یک مستمع و به قدر بضاعت اشکالاتی که احساس میکنی را متذکر شوی.

به نظرا راه حل نصب العین کردن درس غدیر است که به ما آموخت برای بیعت با ولایت باید آنها که جلو رفتند برگردند و آنها که عقب ماندند برسند و این شاید حلقه ی مفقود دردسرهای این روزهاست.

و شاید لازم است علما شفاف کنند که خادمین خاندان عصمت و طهارات که آبرویشان را از عنایات خاص اهل بیت علیهم السلام دارند تا چه حد اجازه دارند و می بایست در حوزه ی سیاست وارد شوند.

و شاید این آسیب ها به دلیل آن است که چند سالیست مجالس مداح محور قارچ گونه جایگزین مجالس عالم محور شده است

به فرموده ی آن بزرگ: اگر خودمان دست به اصلاح خودمان نزنیم عده ای دست به اصلاحمان می زنند که هنگام اصلاح از ریشه همه چیزمان را نابود می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۱ساعت 11:15 نويسنده سلام |